متن شعر آهنگ بیقرارا کار مشترک محسن احمدی و انسیه ادراکی مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل


چرا خواب بارون گرفته چشامون
دل من ميسوزه واسه هر دوتامون

واسه خاطراتي که حالا عذابن
مثل برگاي مونده لاي کتابن


داري راهو ميري با چشماي بسته
دليلتم اينه که قلبت شکسته

علاقه نداري که با من بموني
با آتيش حرفات منو مي سوزوني


تو که به نبود من عادت نداري
نميخواي بدونم که دل بي قراري

بهم گفته بودي که تنهايي سخته
ميدونم يه روزي يه جا کم مياري

دوتا سرنوشتي که تاریک و تارن
ميخوان مارو با غصه تنها بذارن

چه روزاي بي روح و سردي تو راهه
سراپاي تصميم تو اشتباهه


نميخوام که از قاب چشمام جداشي
میخوای زندگيمونو از هم ميپاشي

بذار چشم اين خونه روشن بمونه
نخ آشتي هامون رو سوزن بمونه


تو که به نبود من عادت نداري
نميخواي بدونم که دل بي قراري

بهم گفته بودي که تنهايي سخته
ميدونم يه روزي يه جا کم مياري

محسن احمدی/انسیه ادراکی

 

صفحه اصلی | یادداشت نظر | گالری موزیک | گالری عکس | اشعار | زندگی نامه | news | blog | تماس با ما